خانه / تاریخ / خاطرات علی اکبر صالحی، شماره ۹: سفیر آمریکا در راهرو روبروی من قرار گرفت و گفت «شکرا، شکرا، سعادت السفیر»

خاطرات علی اکبر صالحی، شماره ۹: سفیر آمریکا در راهرو روبروی من قرار گرفت و گفت «شکرا، شکرا، سعادت السفیر»

خبرنگاران با دیدن من هجوم آوردند و پرسیدند که الآن که در این چالش سیاسی پیروز شده اید و آمریکا شکست خورده است، چه احساسی دارید؟ من بهتر دیدم که از غرور کاذب و تحریک طرف مقابل پرهیز کنم؛ بنابراین به خبرنگاران گفتم: «چرا می گویید یکی پیروز شد و آن یکی بازنده؟ مگر بازی فوتبال بوده که ما ببریم و آنها بیازند؟!
دیدن ادامه خبر

درباره admin

همچنین ببینید

شماره ۱ / فکر می‌کردم نیما یوشیج ژاپنی است

اصولا پیش از آن‌که با خود او آشنا شوم اشعارش را بع..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *